خرمشهر آزاد شد

نَصْرُ مِنَ اللّه وَ فَتْحٌ قَریب...

پیروزی بسیار نزدیک است... غبار محنت از چهره پاک کن! دستان زخمی ات را سایبان دیدگان منتظر ساز و افق های روشن را به نظاره بایست.

ای زیبای در حصار گرفتار آمده! آن دورها، سایه هایی آشنا، می وزند...

خرمشهر! نفس بکش و بگذار بوی خوش قدم های صمیمی، در ریه هایت جریان بگیرد.

بگذار، حرارت شوق دیدار در شریان هایت بدود... پیروزی بسیار نزدیک است.

راه درازی در پیش داری، شهر به مصیبت نشسته!

شهر مادران غمدیده و داغدار!

شهر پدران نجیب و صبور!

شهر عروسان حجله ندیده!

شهر کودکان برای همیشه خاموش!

یک روز، آزادی را در آغوش خواهی گرفت...

خرمشهر! ای خرّم از لاله های پرپر! ای خرّم از غنچه های نشکفته!

ار خرّم از نخل های سوخته! ای خرّم از جوانه های نارسیده! ای خرّم از پروازهای ناتمام!

ای خرّم از آه های جانسوز! ای خرّم از ضجّه های جان گداز! ای خرّم از خون! ای خونین شهر!

یاری خدا نزدیک است؛ می شنوی؟! این عطر خوش پیروزی است، پلک بگشا! گرمای حضور دستان خدا را حس نمی کنی؟!... یاری خداوند بسیار نزدیک است

قد راست کن! شانه هایت را محکم نگه دار،ای سرو از بار تعلق آزاد!

تو را به خونْ نشسته می خواستند

تو را ویرانه می پسندیدند

تو را به خاک افتاده آرزو می کردند

تو را به خون تپیده می دیدند،کوچه هایت را بن بست،کبوترهایت را دربند،آسمانت را ابری، نخل هایت را سربریده، خانه هایت را آوار، کودکانت را یتیم.

تو را این گونه می خواستند.

ببال سرافرازی ات را!

ببال غرورت را!

ببال مردانگی و غیرت جوانانت را!

ببال تولد دوباره ات را، خرمشهر!

انّا فتحنا لک فتحا مبینا

همه خواهند دید

تمام چشم ها به تو خیره شده است

دنیا از تمام زاویه ها،تو را می نگرد.

پیروزی تو بسیار آشکار است، پیروزی تو عالم گیر است، اسارت، اصلاً شایسته تو نیست!

رهایی ات را جار بزن! از این پس، آوای آزادی، از بلندای نخل هایت، طنینی می افکند.

از این پس، نخل های بی سرت، پرچم های آزادی تو خواهند شد، آسمانت پر از پرواز خواهد شد، دوباره از خاکت، دسته دسته لاله می روید... و تو خرمشهر... برای همیشه سربلند خواهی شد...

/ 0 نظر / 7 بازدید